صفحه اصلی / مقالات / مغالطه در انکار ماهیت ”مرد/فارس/شیعه”سالار رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی- دومان رادمهر

مغالطه در انکار ماهیت ”مرد/فارس/شیعه”سالار رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی- دومان رادمهر

میگوییم که رژیم ج‌ا ماهیتا مردسالار هست. میگویند، مگر رژیم مردها را هم نمیکشد؟! چند زن هم پیدا میشوند که میگویند من خودم زنم؛ این رژیم ضد انسان است و مرد و زن برایش فرقی ندارد.

میگوییم رژیم فارس-محور هست. میگویند مگر فارس فقیر نداریم؟! مگر فلان مسئول تورک نیست. بعد چند من-خودم-آذریم پیدا میشود که میگوید رژیم ضد ایران هست و «قومیت» برایش مطرح نیست.

در جوابهای بالا، سه نوع مغالطه وجود دارد؛

اولا؛ جنس ظلم را قاطی میکند. ظلم حاصل از دیکتاتوری و بی کفایتی رژیم، نافی وجود ستم جنسیتی/اتنیکی نیست و برعکس. هویتهای متناظر هر نوع ستم را باید بطور نسبی باهم قیاس کرد.مثلا امتیاز انحصاری زبان فارسی در رسمیت، آموزش، فرهنگ و محرومیت تورکی از این امتیازات مربوط به ستم ملی است. این به معنای این نیست رژیم افراد فارس زبان معترض به دیکتاتوری را بازداشت نمیکند.

دوما، بجای نگاه سیستماتیک، به افراد نگاه میکند. سیستم ج‌ا بگونه‌ای است که هیچ زنی بدون دفاع از ارزشهای مردسالارانه حاکم نمیتواند در دستگاه آن ارتقا پیدا کند. کدام زن نماینده مجلس میشناسید که خواهان برابری جنسیتی باشد؟! اگر چنین هم باشد، سیستم چقدر تحملش میکند؟! اینچنین است برای افراد غیرفارسی زبان و غیر شیعه. افراد صاحب منصب در این سیستم، یا افراد بدون خودآگاهی (جنسیتی/مذهبی/اتنیکی) هستند یا باید خود را سانسور کنند تا بتوانند در سیستم حضور یافته و بالا روند.

سوما، مغالطه از طریق کلی گویی و عمومیت دهی به ظلم؛برای رفع ظلم به شکل پایدار، باید مشخصات آن با سوالات زیر کاملا ریشه‌یابی شود:

– جنس،

ابعاد و نتایج ظلم

– هویت مظلوم و چرایی ظلم

– کیستی ظالم و متنفعان از ظلم

بدون جواب واضح به همه این سوالات، رفع تبعیض تقریبا غیرممکن است. در بهترین حالت، شکلی از ترحم و همدردی بوجود میاید که بعد از مدتی فراموش شده و ظلم به شکلی دیگر و ظالم با لباسی دیگر ظهور و استمرار پیدا میکند.مغالطه سوم در واقع لاپوشانی ظلم با عدم پرداخت به جزئیات سوالات بالاست.در این روش، وجود ظلم عام و جنایتکار بودن ظالم به نفع بخشی از مخالفان ظالم که صاحب تریبون/رسانه است، مصادره میشود. این روش که در حقیقت لاپوشانی و کمک به استمرار آن ظلم است، در عین بی اخلاقی، ظاهری قابل قبول و اخلاقی دارد. چراکه از ظالم دفاع نمیکند، بلکه نوع ظلم و هویت مظلوم و منتفعان را با کلی گویی ماست مالی میکند.

از این منظر کلماتی چون «ما، ایران، همه، انسان» رمز این مغالطه است. حال آنکه شاید آن همدرد مغالطه‌گر کنونی، بوقتش در فاشیسم فرقی با ج‌ا ندارد.اتحاد برای دمکراسی با مغالطه نمیشود.

منبع: صفحه فیسبیوکی فعال ملی دومان ساوالان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *